خارج از موضوع

ژورنال لوتوس 4 – بزودي

بعد از مدتها تلاش و مجاهدت به روي ميز روزنامه فروشها مي آيد! قرعه توليد ژورنال لوتوس در اين شماره به نام ما اصابت کرد و اميد وارم که از شنبه توزيع بشه و سايتش هم تا اون موقع آماده ديدار! به نقل از شماره آتي: یکی از هدف های مهم ما آن است که …

تعطيلات و غيره!

– اين تعطيلات هر چي نداشته باشه يک سري مسائل رو روشن مي کنه! مثلا پايين آمدن شديد آمار بازديد کنندگان از اينترنت (با بررسي کنتورهاي چندين سايت) با توجه به ازدياد وقت آزاد نشانه چيست؟ اکثر کاربران اينترنت از دسترسي اداري براي وبگردي استفاده مي کنند و علاوه بر هزاران ايراد بر سيستم دولتي، …

سکانس اول

خارجی – روز – میدان دوم آریاشهر پسری جوان به همراه یک گروهبان پلیس به سختی دستفروشی جوان را گرفته اند و گروهبان تلاش می کند به او دستبند بزند. دستفروشان دیگر آنها را دوره کرده اند. مامور را تحت فشار قرار میدهند: – حکم جلب داری؟ – مال کدوم کلانتری هستی؟ – (خطاب به …

Snooker

Snooker نوعی بازی بيليارده که در بريتانيای کبير طرفداران فراوونی داره. هم خيلی قشنگ و هيجان‌انگيزه، هم بايد به جای قوای بدنی ظرافت به کار برد و مخ رو برای تاکتيک و استراتژی به کار انداخت. بازی جنتلمنهاست. تا همين يکی دو سال پيش بازيکنها موظف بودند که با پيراهن سفيد، جليقه و شلوار سياه …

برف؛ ترافيك و غيره

– يه نمه برف اومده تهران؛ خيابونا شده مصرفگاه بنزين! ماشينها گوله گوله پشت چهارراه ها موندن! من از كاج آبادي (روبروي پارك ملت) تا سر امير آباد رو پياده اومدم…. – داشتم به ميدون ونك نزديك مي شدم؛ ديدم يه خانوم جوان چمدون سنگيني رو حمل مي كنم تعارف كردم بده كمكت كنم! ديدم …

زلزله در تهران !!

اگر تهران زلزله بياد چي كار بايد كرد؟وبلاگ نويس مكرم جناب “كتابدار” مقاله اي نگاشته اند اندر موضوع تيتر ياد شده! بعد از خواندن آن مو بر اندامم راست شد! صبح امروز هم در خانه و در كابينه هيئت مديره منزل در مورد ماندن يا رفتن از تهران صحبت بود كه ظاهرا هيچ كس را …

يك عنوان و چند مطلب!

1 – يك روش وبلاگ نويسي هست كه مدل زيتوني مي نامندش! ايشان در واقع سريالي مي نويسد و هر بندش يك ساز مستقل مي زند من هم مي خواستم اداي اون رو دربيارم. در بند اول ايشان معمولا شعر آزاد مي نويسند ولي چون من بلد نيستم از اين كارهاي روشنفكري بكنم به همين …

حكايت آن مرد تاجر!

نقل شده است كه مردي تاجر زعفران از مشهد به قصد تجارت و به سمت شيراز به راه مي افتد. صبح زود به همراه چارپايي راهي مي شود و تا شب راه مي رود. دم دماي غروب به كاروانسرايي نزديك مي شود “مردي خل وضع” را در بيرون كاروانسرا مي بيند كه مشغول بازي با …