چرا خاطرات بد در ذهن ما ماندگار است؟

خاطره ای که برچسب احساسی دارد، چنگک های بیشتری دارد و ساده تر قابل دسترسی است.
اگر شما در صبح 11 سپتامبر در محل آن حادثه بوده باشید، مطمئناً آن را بخاطر خواهید آورد. اما ممکن است به یاد نیاورید پنج شنبه قبل ناهار چه خورده اید؟ یکی از بزرگترین معماها این است که چرا تجربیات خاصی در ذهن ما ماندگار و بقیه فراموش می شوند؟
خوشبختانه پیشرفتهای اخیر در علم اعصاب کمکهای بسیاری به دانشمندان در شناخت طبیعت حافظه کمک کند. مت ویلسون یکی از دانشمندان عصب شناس ام آی تی به این سئوال پاسخ می دهد.
سئوال: چرا ما خاطرات نامطبوع را بهتر از خاطرات روزمره به یاد می آوریم؟
پاسخ: ما تصور میکنیم حافظه، وسیله ای برای ضبط کردن تجربیات است. اما نه فقط ذخیره اطلاعات، بلکه ذخیره اطلاعات وابسته و مرتبط. یعنی استفاده از تجربیات برای هدایت رفتارهای آینده.


تحقیقات جالبی انجام شده است که به ارتباطی بین حافظه گذشته و توانایی ما برای تصور آینده اشاره می کند. در آزمایشاتی که بروی نمونه حیوانی صورت گرفته است، یعنی جایی که ما قادریم به آن داخل شویم و الگوی فعالیت مغزی (مانند موش) را مشاهده کنیم، می بینیم که زمانی که یک موش در حال رد شدن از یک مسیر پر پیچ و خم و یافتن راهش است، این تجربه رابطه مستقیمی با رفتار آینده او دارد. یعنی کاری که می تواند، ممکن است و در آینده انجام خواهد داد. به عبارتی می توان گفت حیوان فکر می کند و در حیطه فعالیت مغزی، آینده را پیش بینی می کند و چیزهایی را که از گذشته با آن در ارتباط است به خاطر می آورد.
یعنی ما حافظه را پردازش می کنیم تا مشکلات را حل کنیم و چیزهایی که باید از آنها درس بگیریم، اغلب ویژه و مهم هستند یا عواطف قدرتمندی با آن ها همراه است، و ممکن است در آینده برایمان بسیار مهم باشند. اگر شما الان توسط یک عنصر با احساسات منفی قوی تحریک شوید، بازآوری آن توسط حافظه بسیار ساده تر از بازآوری یک تحریک طبیعی یا یک چهره شاد در برابر یک چهره خشمگین است.
منظور این است که یک حافظه که برچسب احساسی دارد، به اصطلاح چنگک های بیشتری دارد تا بتوان آن را بازآوری کرد و به سادگی دسترسی داشت.
سیستمی که به یک تجربه محتوای احساسی می افزاید، یک ساختار مغزی است که بادامه نام دارد و زمانی فعال می شود ما تجربه ای با احساسات قوی بویژه احساسات منفی داشته باشیم و بر سیستم مغز تاثیر می گذارد و هیپوکامپ نامیده می شود. هیپوکامپ در ذخیره و بازآوری حافظه نقش دارد. پس اطلاعاتی که محتوای احساسی دارند، احتمال بیشتری برای دسترسی در حافظه به آنها هست.
این توضیحات به این معنی نیست که آنچه بخاطر می آوریم دقیق و درست است، در حقیقت شواهد بسیاری وجود دارد که نشان می دهد تمام انواع خاطرات قابلیت دگرگونی و تغییر دارند. این یک جریان طبیعی است. ما چیزی رابسرعت تجربه می کنیم و در آن تجدیدنظر می کنیم و حتی به نفع خودمان تغییرش می دهیم. راه هایی است که این جریان را بتوان تحت کنترل گرفت، که کاربردهایی در بازآوری حافظه آسیب دیده و غیرطبیعی دارد و تحقیقاتی نیز برای برگرداندن این بخش احساسی از حافظه صورت گرفته است.

time.com

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *